close
چت روم
خاطرات خنده دار شما
loading...

مدل لباس زنانه و مجلسی | مدل مو زنانه | دانلود فیلم

اول مهر معلمه اومده سلام نکرده درس داد اخردرسش یکی از دانش اموزان گفت :خانم شما معلم چه درسی هستید؟:  ******************************* یه بار سر کلاس خواب بودم استاد اومد بالا سرم بیدارم کرد گفت:خواب بودی؟؟؟؟؟؟؟؟ منم هول شدم گفتم نه استاد دراز کشیده بودم!!!!!!!! هیچی دیگ بچه ها داشتن دسته صندلی رو گاز میزدن!!!!!! ******************************* به همین دکمه اینتر صفحه کلید کامپیوترت قسم ^_^ امروز کلاسم تموم شد سه تا از دخترای کلاس صدام زدن آقا کامران ، با غرور وایسادم گفتم بله بفرمایید یکیش…

فروشگاه


برای اولین بار در ایران

 

مونوپاد ، خرید اینترنتی مونوپاد

قیمت 39000 تومان

قیمت ویژه : 31000 تومان

بسته بزرگ بازی های HD اندروید


   

خرید اینترنتی آچار همه کاره آی نام, خرید پستی آچار همه کاره آی نام ,سفارش آچار همه کاره آی نام ,فروشگاه آچار همه کاره آی نام ,فروش اینترنتی آچار همه کاره آی نام, آچار همه کاره snap n grip ,خرید آچار همه کاره snap n grip ,خرید اینترنتی آچار snap n grip,خريد آچار همه کاره Snap n Grip, خريد آچار همه کاره آي نام, فروش آچار همه کاره آي نام, آچار همه کاره اسنپ گريپ

قیمت در تمام کشور : 35000 تومان

قیمت جدید با تخفیف : 32000

خرید پستی آچار همه کاره

لینکدونی

آخرین ارسال های انجمن
javedani بازدید : 473 سه شنبه 02 مهر 1392 نظرات ()

اول مهر معلمه اومده سلام نکرده درس داد اخردرسش یکی از دانش اموزان گفت :خانم شما معلم چه درسی هستید؟:

 

*******************************

یه بار سر کلاس خواب بودم استاد اومد بالا سرم بیدارم کرد گفت:خواب بودی؟؟؟؟؟؟؟؟
منم هول شدم گفتم نه استاد دراز کشیده بودم!!!!!!!!
هیچی دیگ بچه ها داشتن دسته صندلی رو گاز میزدن!!!!!!

*******************************

به همین دکمه اینتر صفحه کلید کامپیوترت قسم ^_^ امروز کلاسم تموم شد سه تا از دخترای کلاس صدام زدن آقا کامران ، با غرور وایسادم گفتم بله بفرمایید
یکیش گفت : آقا کامران خداییش ما فقط برا شما میاییم سر کلاس ، شما کتابای عمومیتون رو با کدوم استادا برداشتید ما هم بریم برداریم ، منم موهامو یه قر دادم و به دور دست ها خیره شدم و دستمو آوردم بالا گفتم این انگشترین که رو دستمه نشون میده من نامزد دارم پس دور منو خط بکشید ^_^
یکیش برگشت گفت : نه آقا کامران ما فقط برا این که شما سر کلاسا خیلی دلقک بازی در میارید میخوایم بیاییم به حرفاتون بخندیدم ، هعی ی ی ی ی ی روزگار ^__^ اصلا این دخترا نمیترسن از روز رستاخیز

*******************************

بـابام آبجی ۶ سالمو بـغل کرده بـهش میگه:دخـترم اگه گفتی وقتی تو بیسـت سالِت بشه مـن چند سـالمه؟!
آبـجیمم بـا خـنده جواب داد: اون مـوقع تو مــُردی بـابایی icon smile خاطرات خنده دار شما ))
:-؟

*******************************

دوم راهنمایی بودم .به خاطر اینکه مدرسه نرم صبح که مامانم از خواب بیدارم کرد گفتم: گلوم درد میکنه فکر کنم سرما خوردم امروز نمیرم میخوام استراحت کنم. مامانم هم که صد البته میدونست دروغ میگم گفت : باشه پاشو بریم دکتر دارو بنویسه گواهی هم بگیریم که از نمره انظباطت کم نشه
رفتیم دکتر نمیدونم دکتره خواب بود؟ ….بود؟ یا هر چیز دیگه که گفت: گلوت چرک داره و ۲تا پنیسیلین واسم نوشت. چشمتون روز بد نبینه مجبور شدم درد پنی سیلین رو تحمل کنم. تازه گواهی هم نداد و گفت نیازی به استراحت نداری
آخه مجازات دروغ به این زودی؟ اینقدر وحشتناک؟ این شانسه من دارم؟

*******************************

مهمون اومده خونمون میخواد شب بمونه؛مامانم بردتش تو اتاقم در تمام کشو ها و کمدا رو باز کرده بهش میگه:برو عزیزم!
برو تو همه ی کشو هارو قشنگ بگرد بعد از هر لباسی خوشت اومد بردار بپوش:|
ینی من چی بگم آخه…
اصا احترام به حریم خصوصی تو خونمون موج میزنه:-

*******************************

عاقا با مادرم رفتیم بازار میوه و تره بار که یهو یه پرشیا از کنارمون رد شد سیسیتم بسته بود در حد تیم ملی برزیل بعد از کنار ما رد شده آهنگ سلیمه جان سلیمه جان سلیمه….
رو گذاشته بعد خودشم اون تو داشت با آهنگ میرقصید من که شروع کردم گاز زدن میوه هایی رو خریده بودیم که مامانم میگه داری چیکار میکنی حامد؟؟؟
میگم: مامان دیدی؟
مامانم:چیو؟؟
من:عاخه کلی پول سیستم داده بعد این آهنگو گذاشته خدا یه عقلی بهش عنا کنه؟؟؟
مامانم:چی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟^-^
من:ببخشید دهنم نچرخید O-o
خلاصه بنده در کمال افتخار در آن واحد۲تا سوتی دادم یکی بجای عطا گفتم عنا و یکی هم دهنم نچرخید بجای زبونم نچرخید
یهو دیدم مامانم داره میوه ها رو پوست میکنه تو خیابان میخوره از خنده!!!!!اصن ی وضعیتی بود

*******************************

رفتـه بـودم دانشـگاه icon wink خاطرات خنده دار شما
تـوی راهــرو یه بـنر زده بـودن و روش ترجـمه ی یه آیه از قـرآن ُ نوشته بـودن
بدین مضمون :
“” آیـا کسانی که مـیدانند بـا کسانـی که نـمیدانند بـرابـرند ؟ “”
دیـدم یه نفـر بـا مـاژیک زیرش نوشته:
(( بـله شـاید هــم بیـشتر !!! ))
ترکیدم أ خنده icon smile خاطرات خنده دار شما ))
خدایا اینـا چی َن دیگه :-p

*******************************

خداوکیلی شما ببینید من چه خانوادهی شوخ تبعی دارم!!!!!!!!
دیروزیه مامانم جلو مهمون جو گرفته بودش میگفت:اینو میبینید تو اشپز خونه داره ول میگرده همینو ما سر کیانپارس پیداش کردیم دلمون براش سوخت اخییییییی!!!!
بابام از تو اتاق داره میاد میگه: نههههه خانوم مگه یادت نمیاد تو پارک به کت من اویزون شده بود میگفت منم با خودتون ببرید خونه ما هم دلمون سوخت براش بردیمش؟؟؟؟؟؟
بروبچ موافقید بیاید منو اول پیدا کنید از کوچه و خیابون تا من ادامهی جوکو بنویسم باتشکر!!!!!!!!

*******************************

سوسک گازم بگیره اگه دروغ بگم
به دختره میگم fb داری؟
میگه منظورت وبلاگه؟؟؟

*******************************

یه معلم عربی داشتیم خیلی شوت ملنگ بود اون سال تنها سالی تو زندگیم بود که تو برگه های امتحان عربیم یه چیزایی مینوشتم چوووووووووووووون سره امتحان عربی ترم میگفتیم ماشین حساب لازم داریم میگف از بغلیت بگیر!!!!

*******************************

یکی از تفریحات سالمم اینه که وقتی بابام داره اخبار می بینه به مامانم یادآوری میکنم که فلان شبکه الآن فیلم مورد علاقشو میده.
و وقتی هم که مامانم داره یه برنامه جالب می بینه ، به بابام میگم که پنج دقیقه دیگه فوتبال شروع میشه.

*******************************

چن وقت پیشا مامی با بابام دعوا میکرد
مامانم:نیاید اونو طلاق میداد
بابام:چرا حقش بود
بعد از کلی مو شکافی فهمیدم سر طلاق جاستینو سلنا بحث می کردن الانم من می خوام به مامانم بگم که سلنابه طلاق راضی شد چون عباسو میخواست

*******************************

رفیقم اومده بود خونم ، دیر وقت شد شبم خوابید خونمون ، کنار من .
عاقا منم شب خواب میبینم این داره تو دریا غرق میشه ، داد میزنه کمک کمک که دارم خفه میشم ، داد میزنم من شنا بلد نیست….م ، میگه ورش داره ، ورش دار ، عاقا یهو از خواب پا میشم ، وقتی به خودم میام میبینم بل…ه انگشتای پام تو دهنش حسابی جا خوش کرده بودن
بیچاره اینقد روحش در عذاب بوده …
آخی . . . . .

*******************************

خواهرم چهارم دبیرستانه.تا همین دیروز (۳۱ شهریور ) مدرسه ثبت نام نکرده بوده!
تازه وقتی هم که رفت ثبت نام ، خانم مدیرشون گفته الان اومدی ثبت نام؟ وقتش گذشته. خواهرمم خیلی رک برگشته گفته من هیچ انگیزه ای برای اینکه ثبت نام کنم و درس بخونم ندارم. حالا خود دانید.
اونام سریع ثبت نامش کردن.
(البته بگما تجربی میخونه خعیلی هم درساش خوبه . فقط به مدرسه رفتن حساسیت داره. کهیر میزنه)

*******************************

آقا تو ساندویچی نشسته بودیم که یه دختره اومد به صاحب مغازه گفت:آقا فلفل دارین؟
صاحب مغازه:فلفل؟؟؟؟؟؟
_آره دیگه فلفل!
صاحب مغازه:فلفل برای چی؟
_وااا می خوام بخورم دیگه!
صاحب مغازه:مگه اسکولی می خوای فلفل بخوری؟
آهان منظورت فلافله؟
_اسکول جد آبادته ساندویچ فلفل می خوام دیگه خوب بگو نداریم!
بابا مگه زیر بار می رفت،با توجه به اینکه ما داشتیم میز رو گاز می زدیم اون دختره خیلی قشنگ رفت بیرون.منم الان باید برم دندون پزشکی چون دیگه دندون ندارم.بای

 

مطالب مرتبط
ارسال نظر برای این مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی
تبلیغات
Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز
درباره ما
مدل لباس زنانه,مدل لباس مجلسی,اس ام اس,عکس,عکس بازیگران,اس ام اس جدید2014,سرگرمی,تفریحی,مدل مانتو| دانلود فیلم
اطلاعات کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • تبلیغات سایت من


    آمار سایت
  • کل مطالب : 7594
  • کل نظرات : 1135
  • افراد آنلاین : 22
  • تعداد اعضا : 1485
  • آی پی امروز : 118
  • آی پی دیروز : 184
  • بازدید امروز : 7,137
  • باردید دیروز : 20,608
  • گوگل امروز : 5
  • گوگل دیروز : 13
  • بازدید هفته : 104,395
  • بازدید ماه : 228,853
  • بازدید سال : 1,838,911
  • بازدید کلی : 17,650,415
  • کدهای اختصاصی